تبليغاتX
...تنها...

...تنها...

و سکوت سرآغاز است

خبر خبر

سلام دوستان.. امیدوارم حال همتون خوب باشه.. می خوام یه خبری بهتون بدم.. آدرس وبلاگ من تغییر کرده کرده.. از این پس به آدرس زیر مراجعه کنید.. نظر یادتون نره 

 

www.ghorobe-asheganeh.blogfa.com

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت   توسط بهنام  | 

" مطالب کوتاه "

" دوست داشتن " 
ممکنه نتونيم چيزائي که دوست داريمو داشته باشيم ولي مي تونيم چيزائي که داريمو دوست داشته باشيم.

" انتخاب دوست "
کسي رو براي دوستي انتخاب کن که اونقدر قلبش بزرگ باشه که نخواي براي اينکه تو قلبش جائي داشته باشي خودت رو کوچيک کني

" اميد " 
هيچوقت به خدا نگوييد: من يك مشكل بزرگ دارم
به مشكلتان بگوييد: من يك خداي بزرگ دارم

" عشق " 
عشق خيس شدن دو دلدار در زير باران نيست...عشق اينست که من چترم را روي دلدار بگيرم واو نبيند....نبيند وهرگز نداند که چرا در زير باران خيس نشد.....

" نگاه "
سعي نکن عظمت در نگاه تو باشد.....................
سعي کن عظمت در آن چيزي باشد که به آن مي نگري..........

" از خدا خواستن "
از خدا خواستن شجاعت است بدهد نعمت است ندهد حکمت. از بنده خواستن حماقت است بدهد منت است ندهد ذلت

" سخني از ناپلئون "
هرگز اشتباه نکن ....
اگر اشتباه کردي ... تکرار نکن
اگر تکرار کردي ... اعتراف نکن
اگر اعتراف کردي ... التماس نکن
اگر التماس کردي ... ديگر زندگي نکن

" ژيد "
عظمت واقعي در آن نيست كه هرگز سقوط نكنيم ؛ بلكه در آن است كه هر بار سقوط كرديم، دوباره برخيزيم . ( ژيد)

" به دلمون ياد بديم " 
ما نمي تونيم به دلمون ياد بديم كه نشكنه ولي ميتونيم به دلمون ياد بديم كه اگه شكست لبه هاي تيزش دست اوني رو كه شكستش نبره .


" دنيا "
دنيا دو روز است
يک روز با تو و روز ديگر عليه تو
روزي که با توست مغرور مشو و روزي که عليه توست نااميد مگرد
زيرا هر دو پايان پذيرند

" امام علي(ع) "

وصال
مي گويند لذ تي كه در فراق است در وصال نيست
چون در فراق شوق وصال است و در وصال بيم فراق......

" خوشبختي "
لحظات را طي کرديم تا به خوشبختي برسيم اما وقتي رسيديم فهميديم خوشبختي همان لحظات بود
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت   توسط بهنام  | 

" آهنگ بسیار زیبای امید به نام انتظار "

سلام به همگی...  برای اولین بار می خوام آهنگی برای دانلود بذارم که خیلی آهنگ محشری هستش... من که خودم گوش کردم و خیلی خوشم اومد..

اینم قسمتی از شعر این آهنگ فوق العاده زیبا

     عشق من بی تو بهارم چه سرده مثل زمستون...

                                          قلبه من آروم نداره عزیزم چشم انتظاره....

                                                                    میدونی دیونت بودم خرابه خنده هات بودم...

" شما هم دانلود کنین و نظر بدین "

لینک دانلود آهنگ

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت   توسط بهنام  | 

سرگردان...

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت   توسط بهنام  | 

دفتر عشـــق كه بسته شـد

ديـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــدم

خونـم حـلال ولـي بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون

به پايه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم

اونيكه عاشـق شده بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود

بد جوري تو كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد

براي فاتحه بهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت

حالا بايد فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد

تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو

بـه نـام تـو سنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد  زدم

غــرور لعنتي ميگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت

بازي عشـــــقو بلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم

از تــــو گــــله نميكنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

از دســـت قــــلبم شاكيــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

چــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم

چــــــــراغ ره تـاريكــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــيم

دوسـت ندارم چشماي مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن

فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه

چه خوب ميشه تصميم تــــــــــــــــــــــــــــــــو

آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه

دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه

بزن تير خــــــــــــــــــلاص رو

ازاون كه عاشقــــت بود

بشنو اين التماسرو
ــــــــــــــــــــــ

ـــــــــــــــ

ـــــــــــ

ـــــــ

ــــ

ـ
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت   توسط بهنام  | 

ترانه های دیروز و امروز

ديروز باز باران با ترانه با گوهرهاي فراوان مي خورد بر بام خانه ............. . و اما امروز باز باران بي ترانه باز باران ,با تمام بي کسي هاي شبانه مي خورد بر مرد تنها ,مي چکد بر فرش خانه باز مي ايد صداي چک چک غم...باز ماتم من به پشت شيشه ي تنهايي افتاده نمي دانم...نمي فهمم کجاي قطره هاي بي کسي زيباست؟؟؟؟ نمي فهمم, چرا مردم نمي فهمند که ان کودک که زير ضربه شلاق باران سخت مي لرزد کجاي ذلتش زيباست؟؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت   توسط بهنام  | 

تفاوت واقعی بهشت و جهنم

فردي از پروردگار درخواست نمود تا به او بهشت و جهنم را نشان دهد خداوند پذيرفت . او را وارد اتاقي نمود كه جمعي از مردم در اطراف يك ديگ بزرگ غذا نشسته بودند . همه گرسنه،نا اميد و در عذاب بودند. هركدام قاشقي داشت كه به ديگ ميرسيد ولي دسته قاشقها بلند تر از بازوي آنها بود،بطوريكه نميتوانستند قاشق را به دهانشان برسانند! عذاب انها وحشتناك بود. آنگاه خداوند گفت : اكنون بهشت را به تو نشان ميدهم. او به اتاق ديگري كه درست مانند اولي بود وارد شد. ديگ غذا ، جمعي از مردم ، همان قاشقهاي دسته بلند . ولي در آنجا همه شاد و سير بودند. آن مرد گفت : نمي فهمم ؟ چرا مردم در اينجا شادند در حالي كه در اتاق ديگر بدبخت هستند ، با آنكه همه چيزشان يكسان است ؟
خداوند تبسمي كرد و گفت: خيلي ساده است ، در اينجا آنها ياد گرفته اند كه يكديگر را تغذيه كنند . هر كسي با قاشقش غذا در دهان ديگري ميگذارد، چون ايمان دارد كسي هست در دهانش غذايي بگذارد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت   توسط بهنام  | 

مطلب ارسال شده توسط "ساناز "

از پنجره کوچک تنهاييم با تو حرف می زنم از پشت ديوارهای سنگی با قايق غم هايم در رودخانه اشکهايم برای يافتن تو تا انتهای ظلمت پارو می زنم چشمان مهربان تو از لا به لای شهر ستاره باز هم قصه اميد را می گويد اما قلب کوچک من سال هاست که حرف های شاد را در کوير خود نديده است از خود خانه و سر پناهی ندارم و در آرزويش نيستم اما متن جان آرزوی من اين است که خانه ای در دل آسمان داشته باشم اگرچه به مساحت يک قلب باشد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت   توسط بهنام  | 

توجه ××× توجه

 سلام .. من می خوام با یکی از دوستان وبلاگ گروهی بسازم .. هر کس مایل با من همکاری کنه پی ام بذاره.. ممنون می شم...

+ نوشته شده در  شنبه هشتم تیر 1387ساعت   توسط بهنام  | 

مطالب ارسال شده توسط " nonea "

  كوچكي پنجره مهم نيست .... مهم وسعتي ست كه از درون آن ديده ميشود   

***

  زندگي يعني شکفتن نه درخود موندن و آرام پاشيدن پس زندگي کن و بشکف   

+ نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1387ساعت   توسط بهنام  | 

مطلب ارسال شده توسط "آرزو"

صدا كن مرا كه صدايت زيباترين نواي عالم است صدا كن مرا كه صدايت قلب شكسته ام را تسكين ميدهد

 صدا كن مرا تا بدانم كه هنوز از ياد نبرده اي مرا نشسته ام تا شايد صدايم كني صدايم كني ومحبت بي

 دريقت را نثارم كني
+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت   توسط بهنام  | 

مطلب ارسال شده توسط "آرزو"

عشق تقدير غير قابل پرهيزي است

و از آن به هيچ سرا مارا توان گريختن نيست

زيرا نه در مرگ و نه در زندگي

از بيکران عشق

فراتر نخواهيم رفت

و باز به همان جا مي رسيم

که عشق ما را به آن سو مي کشد
+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت   توسط بهنام  | 

مطلب ارسال شده توسط "بهار"

در سراشیبی که نامش زندکیست

                               باهمه بیگانگیها میروم

                                                   در سکوت سرد غمگین زمان
بی هدف بی یار و تنها میروم
 
                            در سراشیبی که نامش زندگیست

                                                          می روم شاید که در دشت بزرگ

باز یابم آنچه را گم کرده ام
+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت   توسط بهنام  | 

مطلب ارسال شده توسط " فرنوش "

نخواهم كسي بر دلم زند دست

كه دلم اشيان دلي ديگر است

ز آشيانم اگر حاصلي نيست

من برانم كز ان حاصلي هست

به فريب و خيالي منم خوش...
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت   توسط بهنام  | 

مطلب ارسال شده توسط " td "

روز ها همه هم رنگ همه بی رنگ

گه گاهی می درخشد

گل سرخی گوشه ذهن و خیالم

...
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت   توسط بهنام  | 

مطلب ارسال شده توسط " آرزو "

دیروز گریستم

برای تمامی روزهایی که گرفتار، خسته و یا عصبانی بودم

برای تمامی روزها و تمامی نگرش هایم ،برای صبوری ام

برای تمامی لحظاتی که سبب بی حرمتی، بی احترامی و جدایی از خودم شده و

موجب شده بود، انعکاس رفتار دیگران در من چنان باشد که خود نیزهمان رفتار را با خودم داشته باشم



دیروز برای تمام تلاش هایی که کرده بودم تا دیگران را دوست بدارم گریستم

برای تمامی کارهایی که فقط و فقط به خاطر خشنودی اطرافیانم انجام دادم و آنها نفهمیدند

و بازتاب آن در خودم جز خلاء روحی و خستگی بی حد چیزی نبود



دیروز گریستم

هم برای خودم هم برای تو

چون گاهی جز گریه کاری نمی توان کرد





دیروز گریستم نه از سرحسرت ..........


گریستم

به این خاطر که رنجیده بودم،به این خاطر که مرا رنجانده بودند،

به این خاطرکه من ِ رنجورراهی نداشتم

درمیان اشکهایم خدای خود را شکر می کردم که نگذاشت قلبم را ازدست دهم

و به دستهای نا امن بسپارم ..............نگذاشت قلبم فرمانروای جسمم شود



دیروز گریستم

به این خاطر که روحم وعقلم به تمامی چیزهایی که نیازبود بدانم،واقف بود

روحممی دانست که چه خواهد شد و من نسبت به نجواهای روحم بی توجهی کردم

آن هم فقط به خاطررضایت او ...................و دیروز او...........................



دیروز با تمامی روحم گریستم و آن را راضی کردم

دیروز به خاطر همه چیز گریستم



اما در میان گریه هایم احساس رهایی می کردم ......................................
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت   توسط بهنام  | 

مطلب ارسال شده توسط " بهار "

هر شب به درگاه دعا كردم الهي

                             كين خسته را با خسته جاني ها پناهي

                                                                     من سايه وار از هستي خود مي گريزم

شايد كه بر بگذشته ها اشكي بريزم

                                آنكه با دلم همزبان نشده

                                                     آتشم زده مهربان نشده
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت   توسط بهنام  | 

قصه ی لیلی و مجنون !

یک شبی مجنون نمازش را شکست ...

بی وضو در کوچه ی لیلا نشست ...

عشق آن شب مست مستش کرده بود ...

فارغ از جام الستش کرده بود ...

سجده ای زد بر لب درگاه او ...

پر زلیلا شد دل پر آه او ...

گفت یا رت از چه خوارم کرده ای ؟ ...

بر صلیب عشق دارم کرده ای ؟ ...

جام لیلا را به دستم داده ای ...

و ندر این بازی شکستم داده ای ؟ ...

نشتر عشقش به جانم می زنی ...

دردم از لیلاست ، آنم می زنی ؟ ...

خسته ام زین عشق دل خونم مکن ...

من که مجنونم تو مجنونم مکن ...

مرد این بازیچه دیگر نیستم ...

این تو و لیلای تو ... من نیستم ! ...

گفت ای دیوانه لیلایت منم ...

در رگ پیدا و پنهانت منم ...

سالها با جور لیلا ساختی ...

من کنارت بودم و نشناختی ...

عشق لیلا در دلت انداختم ...

صد قمار عشق یک جا باختم ...

کردمت آواره ی صحرا نشد ...

گفتم آدم میشوی اما نشد ...

سوختم در حسرت یک یا ربت ...

غیر لیلا بر نیامد از لبت ...

روز و شب او را صدا کردی ولی ...

دیدم امشب با منی گفتم بلی ...

مطمئن بودم به من سر میزنی ...

بر حریم خانه ام در میزنی ...

حال این لیلا که خوارت کرده بود ...

درس عشقش بی قرارت کرده بود ...

مرد راهش باش را شاهت کنم ...

صد چو لیلا کشته در راهت کنم ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت   توسط بهنام  | 

روز ها در گذرند

شب من مهتابی آسمانم آبی

سپیده می آید دم صبح

شاید رنگ غروب

غروبم سرخ پی سنگ صبور

روز ها همه هم رنگ همه بی رنگ

گه گاهی می درخشد

گل سرخی گوشه ذهن و خیالم

ده و صد مرتبه فریاد

شب همچنان سکوت

تا کجا راه دارد

فانوس شبم خاموش

جاده ام خاکی پر سنگ ریزه

شاید این خود یه ندایی دارد

می دانم که شبی باز او می آید

در آن شب نزدیک باران می بارد

در آن روز زمستانی همه جا رنگارنگ

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت   توسط بهنام  | 

امروز یه شعر قشنگ خوندم گفتم شما هم بخونین شاید خوشتون اومد

می گفتن که همه حرفا نواره

یکی می گفت نوار که پا نداره

می گفتن که شب آبستن صبح

زمستون که بره فصل بهاره

گفتند و شنیدیمو همه پا در اوردیم

رفتیمو رسیدیم به آن شوق که بردیم

ما بود و نبود و دست نابودی سپردیم

یک سیلی جانانه در این حادثه خودیم

همه روزای هفته همون جمعه خون شد

هزار باغ گل سرخ خشکید و خزون شد

هزار غنچه که پرپر شد و از شاخه زمین ریخت

زمین لرزید و لرزید . نه اون موند و نه این شد

حالا باقی چی مونده نوار پاره پاره

به هرکی می گی پا شو می بینی پا نداره

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت   توسط بهنام  | 

دفتر سپید شبهام پر از حرفای نگفته

یکی می گه بنویس این سپیدی رو سیاه کن

اما حرفام همه بی شور شوق و اشتیاقی رو ندارن

شوق شور از کجا باید خرید ؟

می شه حتی لبخند هم خرید ؟

من که لبخندی ندارم . خنده از کجا بیارم؟

حسرت دیدن نیشخند توی چشمام حلقه کرده

سر هر لبخندی یک شوق لونه کرده

اولش می خوام بگم بنویسم روز و حالم

اما تا قلم می زارم دستم یکجا می گه صبر کن

"دفتر و سیاه نکن "

اما این دفتر یه روزی رنگ شب به خود می گیره

فقط یک راز باقی می مونه

که این دفتر با کی و با چی می مونه؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت   توسط بهنام  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت   توسط بهنام  | 

اگه یکی رو دیدی که وقتی داری میری نگات میکنه بدون براش مهمی

اگه یکی رو دیدی که وقتی داری میوفتی با عجله میاد تا دستاتو بگیره بدون واسش عزیزی

اگه یکی رو دیدی که وقتی داری می خندی بر میگرده ونگات میکنه بدون واسش قشنگی

اگه یکی رو دیدی که وقتی داری گریه میکنی برمیگرده وباهات اشک میریزه بدون دوست داره

اگه یکی رو دیدی که وقتی داری با یکی دیگه حرف میزنی ترکت میکنه بدون عاشقته

اگه یکی رو دیدی که وقتی داری ترکش میکنی فقط سکوت میکنه بدون دیونته

اگه یکی رو دیدی که از نبودنت داغون شده بدون که براش همه چیز بودی

اگه یکی رو دیدی که یه روز از بی تو بودن می ناله بدون که بدون تو میمیره

اگه یکی رو دیدی که رو دیدی که بعد رفتن تو لباس سفید پوشیده بدون که بدون تو مرده

اگه یکی رو دیدی که یه گوشه افتاده و پارچه ی سفید روش کشیدن بدون واسه خاطر تو مرده

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت   توسط بهنام  | 

یه پسر با یه نگاه از یه دختر خوشش میاد

وعشق از طرف اون شروع میشه...

تا جایی که زندگیش رو بای عشقش میزاره...

اما دختر باور نمیکنه...

چون یه چیزای دیده و شنیده

تا دختر میاد پسر رو باور کنه

پسر دل سرد و خسته میشه

میزاره میره

بعد که دختر تازه تونسته پسر رو باور کنه میره طرفش

اما پسره دیگه نیست

اینجاست که میگه حدسم درست بود...

عشقمون رو تقدیم اون کسی که دوسش داریم بکنیم شاید که دیگه فردایی نباشه

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت   توسط بهنام  | 

احساس قشنگیه وقتی بدونی یکی دوست داره اماقشنگترین احساس وقتی است که بدونی یکی تو رو هرگز فراموش نمیکنه

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت   توسط بهنام  | 

" عشق "

...مهمه

نه مهم نیست

...مهم نیست چشمک اول روکی زده باشه

...کی اول سلام کرده باشه

...کی بوده یشنهاد اشنایی داده باشه

...کی زودترعاشق شده باشه

...مهم نیست

...اول تو با عشق تو چشماش نگاه کنی یا اون

...کیه که اول دست اون یکی رو میگیره

...کیه که با صدتا بهونه دستشو دور گردن اون یکی میندازه

...کی اول بفهمه اون یکی عاشق شده

...هیچ چیز مهم نیست

...مهم نیست

...فقط مهم اینه که عشقشون پاک باشه و پایدار

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت   توسط بهنام  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت   توسط بهنام  | 

رزم virus و رستم

كنون رزم virus و رستم شنو             دگرها شنيدستي اين هم شنو

كه اسفنديارش يكي ديسك داد         بگفتا به رستم كه اي نيكزاد

در اين ديسك باشد يكي fileناب         كه بگرفتم از site افراسياب

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت   توسط بهنام  | 

دردسر عشق

یکی از چیزهایی که سبب مي شود انسان نتواند به مقصود برسد عشق است زيرا عشق اعم از اينكه بصورت ارتباط صوري و جسماني يا يك علاقه ي شديد باطني باشد حواس عاشق را پرت مي نمايد و او را نيز از پيروي يك خط مستقيم كه به سوي هدف او ميرود منحرف مي كند.عاشق اعم از اينكه از وصال معشوق خرم و سرمست يا برعكس از بي اعتنايي وغرور او رنجور ونا اميد باشد از كار و فعاليت خود باز مي ماند. در مورد اول كه از وصال سرمست است مي كوشد كارهاي جدي و مفيد خود را به سرعت انجام بدهد و سرهم كند كه بتواند زودتر خود را به محبوب برساند و ساعتي زياد تر از صحبت او برخوردار گردد.در مورد دوم هم بر اثر محروميت از وصال طوري نااميد است كه دست و دلش دنبال هيچ كار حسابي نميرود وخود را نسبت به افراد عادی در وضعي نا مناسب و مادون مي بيند.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت   توسط بهنام  | 

امتحان عشق

TinyPic image

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت   توسط بهنام  |